X
تبلیغات
خانه تنهایی من

خانه تنهایی من

می خواهم برایت بنویسم. اما مانده ام که از چه چیز و از چه کسی بنویسم ؟
 
از تو که بی رحمانه مرا تنها گذاشتی یا از خودم که چون تک درختی در کویر خشک،

مجبور به زیستن هستم.
 
از تو بنویسم که قلبت از سنگ بود یا از خودم که شیشه ای بی حفاظ بودم ؟

از چه بنویسم ؟
 
از دلم که شکستی، یا از نگاه غریبه ات که با نگاهم آشنا شد ؟
 
ابتدا رام شد، آشنا شد و سپس رشته مهر گسست و رفت و ناپیدا شد.
 
از چه بنویسم ؟

از قلبی که مرا نخواست یا قلبی که تو را خواست ؟
 
شاید هم اگر در دادگاه عشق محاکمه بشویم،

دادستان تو را مقصر نداند و بر زود باوری قلب من که تو را بی ریا و مهربان انگاشت اتهام بزند.
 
شاید از اینکه زود دل بسته شدم و از همه ی وابستگی ها بریدم تا تو را داشته باشم

به نوعی گناهکاری شناخته شدم.
 
نه!نه! شاید هم گناه را به گردن چشمان تو بگذارند که هیچ وقت مرا ندید،

یا ندیده گرفت چون از انتخابش پشیمان شده بود. عشقم را حلال کردم تا جان تو را آزاد کنم.
 
که شاید دوری موجب دوستی بیشترمان بشود و تو معنای ((دوست داشتن))را درک کنی...

امّا هیهات.... که تو آن را در قلبت حس نکردی و معنایش را ندانستی...

از من بریدی و از این آشیان پریدی...

این بود جواب خوبیای من مگه من با تو چی کار کردم که تو اینطوری جواب منو دادی اگه خوبی بهت نکردم بدی هم بهت نکردم...

اگه بدی اینه که من با کسی نبودم تنها به تو فکر می کردم به عهدی که بسته بودم

امیدوارم که همه ی مردم بد باشن همه عاشقا بد باشن

واگر خوبی اینه که با همه باشی وعاشق همه بشی و به عنوان کمک کردن باهاش باشی

پس همون بهتر که هیچ وقت خوب نباشی 

آره این روی حرفم فقط با تو تویی که ...بی خیال ...

 

+ نوشته شده در 88/09/09 9:35 توسط Najooli |

تشکیل پرونده برای یک سفرهمیشگی

هوالمحبوب

نام :انسان                       نام خانوادگی : آدمی زاد            نام پدر : آدم                   نام مادر : حوا

لقب : اشرف مخلوقات                 نژاد : خاکی                   صادره : دنیا

ساکن : کهکشان راه شیری منظومه شمسی جنب کره ماه کره زمین                  مقصد : برزخ

ساعت پرواز : هروقت که خداصلاح بداند

مقصد نهایی : بهشت اگر نشد جهنم

وسایل مورد نیاز :

۱ -دومتر پارچه سفید ۲ - عمل نیک ۳ - انجام واجبات وترک محرمات ۴ - امر به معروف ونهی از منکر ۵ - دعای والدین ومومنین ۶ - نماز اول وقت ۷ - ولایت ائمه اطهار ۸ - اعمال صالح  تقوا  ایمان

 

توجه :

خواهشمنداست برای رفاه خود خمس وزکات راقبل ازپرواز پرداخت نمائید

از آوردن ثروت  مقام  منزل  ماشین  حتی داخل فرودگاه جداخودداری شود

حتما قبل از حرکت به بستگان خود توصیه کنید تا از آوردن دسته گلهای سنگین  وسنگ قبر گران وطلایی ونیزمراسم پرخرج خودداری کنند.

جهت یادگاری قبل ازپرواز از اموال خود بین فرزندان وامور فقرا ومستضعفین تقسیم نمائید

ازآوردن بار اضافی از قبیل تهمت غیبت حق الناس وغیره خودداری شود

برای کسب اطلاعات بیشتر به قران وسنت پیامبر(ص) مراجعه شود

تماس ومشاوره به صورت شبانه روزی  رایگان  مستقیم  وبدون وقت قبلی امکان پذیر است

در صورتی که قبل از پرواز به مشکلی برخوردید با شماره های زیر تماس حاصل فرمائید :

۱۸۶ سوره بقره    ۴۵ سوره نساء    ۱۲۹ سوره توبه  ۵۵ سوره اعراف   ۲۰و۳۰ سوره طلاق

امیدواریم سفر آسوده ای را درپیش داشته باشید

سرپرست کاروان : حضرت عزرائیل(س)

 ما میدونیم جامون کجاستو گناه میکنیم وای به روزی که ندانیم

خیلی راحت دروغ میگیم خیلی راحت قول میدیمو خیلی راحت زیرش میزنیم  اگه بخوام بنویسم تا فردا باید بنویسم

فقط اینو بدون که همیشه یه روز مبدایی هم هست.

دیدار ما روز قیامت سر پل صراط اونجا منتظرتم ....

+ نوشته شده در 88/09/08 12:51 توسط Najooli |

دلم واقعا می خواد بنویس ولی توان گفتن ندارم واقعا بیشتر از این نمی تونم بگم...

واقعا تو کی هستی؟؟؟تو چی هستی؟؟؟گمان کنم خودتم هنوز خوددتو نشناخنه باشی؟؟؟یه دیونه هستی؟؟؟یا می خوای دیگرانو دیونه کنی؟؟؟فکر می کنی خیلی زرنگی؟؟؟نه نه نه این یکیو اشتباه کردی؟؟؟اگه زرنگ بودی خیلی کارارو نمی کردی؟؟؟خیلی ها رو از دست نمی دادی؟؟؟آره اون کسی که ضرر کرد فقط تو بودی تو تو؟؟؟خودت به خودت بد کردی!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

 

+ نوشته شده در 88/09/05 10:28 توسط Najooli |

سلام خدا.....

بازم اومدم سراغت با دلی پر...چند وقتیه که این دل سنگم به ماتم نشسته..

نمیدونم صدامو میشنوی یا نه..؟

شایدم سرت گرمه بنده های خوبته........

با از ما بهتران.........

خدا تو که خودت بهتر از هر کسی میدونی..تو که خودت از همه چی با خبری...

میدونم بنده گناهکارتم..

میدونم سراسر  زندگیم اشتباه بوده...

همه رو میدونم............

این بنده احمقت همه رو میدونه....اما خدا ...

بازم کمکم کن..................

دیگه نمیدونم چطوری صدات بزنم تا صدای خستمو بشنوی............

میدونی خداجون........

داشتم فکر می کردم به زندگیم..به این که چه زندگی خوبی داشتم و نمیدونستم...

به اینکه چرا با اشتباهاتم قدر زندگیمو خوشبختیمو ندونستم........

اما خدا جون مگه نگفتتی که بنده هاتو می بخشی؟؟؟؟

مگه نگفتی همیشه فرصت برای شروع دوباره هست..؟

یه فرصت می خوام فقط یه فرصت.............

یه فرصت برای شروع دوباره...یه شروع خوب...

زندگی دوباره...فقط خودم باشم و خودم.....بی هیچ دردسری...

فقط به خودت توکل کردم...فقط از خودت کمک می خوام........

همه امیدمو از دست دادم..............

تو این چند روزه چقدر خودداری کردم تا جلو بقیه نشکنم....اما دیگه طاقتم طاق شده...

قول میدم جبران کنم..اشتباهاتمو..گذشته مو..فقط کمکم کن....

کمک می خوام خدااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا....

..........................

آنگاه که غرور کسی را له می کنی،

آنگاه که کاخ آرزوهای کسی را ویران می کنی،

آنگاه که شمع امید کسی را خاموش می کنی،

آنگاه که بنده ای را نادیده می انگاری،

آنگاه که حتی گوشت را می گیری تا صدای خرد شدن غرورش را نشنوی،

آنگاه که خدا را میبینی و بنده خدا را نادیده میگیری،

می خواهم بدانم دستانت را بسوی کدام آسمان دراز می کنی تا

          برای خوشبختی خود دعا کنی..؟

+ نوشته شده در 88/09/02 10:24 توسط Najooli |

 

93177r1ybal2kxw.gif 

کسی که تو دلم درخشید

من دیگه دوستت ندارم!!! ببخشید

بهتره که ، نپرسی علتش رو

چون که خودت ندادی فرصتش رو

بهتره این نامه آخر باشه

فکر کنم این واسه ما بهتر باشه

من واسه اون کسی که دوست ندارم

نمی تونم شاخه گل بیارم

بین تو و اون روزها کلی فرقه

تو آسمونت پر رعد و برقه

نه مهربونی نه واسم می خندی

هر دری رو من میزنم میبندی

کو اون همه شعرای عاشغونه

کی بود بهم می گفت سلام بهونه

نه !!! نه!!!

صحبت از سلام بهونه ایی نیست

پرنده اینجاست ولی دونه ایی نیست

خواستی فقط صاحب یک قفس شی

بری و با دیگری هم نفس شی

خواستی بگی میشه تو دام بی افتم

بعدش بگی دیدی بهت نگفتم

از چشم من افتادی نازنینم

دوستت ندارم دیگه تو رو ببینم

منم میخوام اتمام حجت کنم

خیال هر دومونو راحت کنم

اگه دلت همین حالا بشکنه

بهتراز آوارگی های منه

من کسی رو میخوام که عاشق باشه

اول و آخرش شقایق باشه

من کسی رو میخوام که نیست مثل تو

پشیمونم ، دوست ندارم برو

جواب بدی ندی دیگه تمومه

نمیدونم جواب واسه کدومه

نامه هامو از بست جواب ندادی

جواب بدی شاید بشه زیادی

شاخ نباتم بشه واسته

دل نمی دم ، دیگه به این رابطه

اما یادت باشه که این آدمها

کم نبودن پیشم ولیکن شما

نیستید مثل اون روزهای طلایی

کی گفته که سه بخش داره جدایی

جدایی هر غمش هزار تا بخشه

دل می سوزونه مثل آذرخش

دیگه تموم شد اون همه غم و رنج

وقت قرار و شوق ساعت پنج

برو !! برو!!

پیش هر کسی که دوست داری

حق نداری اسم منو بیاری

بخوای نخوای زود برو به سلامت

خدا کنه بین ماها قضاوت

+ نوشته شده در 88/09/01 15:30 توسط Najooli |

سلام ای خدای مهربون...سلام ای خدای توانا...من--- هستم.

خدایا منو میشناسی؟ اونی که بهت نامه میده.اونی که هی سرت ر و درد میاره.

منم---. همونی که بهت نامه داد و جواب ندادی.

سخته برات جواب بدی خدا؟...سخته با من حرف بزنی؟

خدایا تو منو آفریدی... دوست دارم به حرفام گوش بدی...دردم رو بشنوی.

دیروز وقتی نشسته بودم تو تنهایی دلم گرفت.

وقتی فکرش رو میکنم که رفت و تنهام گذاشت دلم می شکنه.

بی خودی چشمام پر اشک می شه

یکی از دوستام می گفت:بابا برو پی کارت .رفته که رفته

تو زندگیت رو کن و اصلا فکرش رو هم نکن.

اونی که رفته دیگه هیچوقت نمیاد.

اما من بهش می گم

دوست داشتن و عاشق شدن راحته... اما دل کندن خیلی سخته.

خدایا دل کنده ام از همه کس… تنها امید من تویی و بس.

می ترسم خدا... می ترسم از روز جزاکه به خاطر عاشقی من رو عذاب کنی.

خدایا آزادم کن از این همه غم و درد.خدایا چرا من دیگه عاشق نمی شم؟

چرا دیگه کسی رو دوست ندارم؟خدایا خیلی ساده باهات حرف می زنم.

بی ریا چون می دونم راز داری ...آخه اینقدر دو رویی و ریا زیاد شده

که نمی شه حرف دلت رو به کسی بگویی

خدایا شاید خودت برای این دوستی نداری و تنهایی که به کسی اعتماد نداری.

خدایا می دونم رفته. می دونم دیگه نمیادو کس دیگه ای رو می خواد

اما چه کار کنم.؟دوستش داشتم الان هم دوستش دارم

خدایا منو تنهام گذاشت هیچ وقت تنهاش نگذار...

خدایا دلتنگم کرد هیچوقت دل تنگش نکن..

خدا یا اون به من نامردی کرد هیچ وقت نگذار طعم تلخ نامردی رو بچشه.

آخه خیلی سخته ،فکر نمی کنم بتونه تحمل کنه.

آره خدا من خیلی ساده هستم چون راحت عاشق شدم و راحت هم شکست خوردم.

خدایا کمکم کن کمکم کن کمکم کن

خدایا در دنیا من هیچی ندارم... هیچ کسی رو ندارم فقط تو رو دارم.

خدایا تنهام نگذار...خدایا نیم شکسته دیگه صدایی نداره.

خدایا تارم بی تار شده، زندگیم تار شده. زندگیم سخت شده

دیگه تحمل ندارم.

خدایا اگه مستی گناه نبود تا ابد مست می شدم.چون میگن مستی و راستی.

خدایا باهات درد دل کردم تو هم جوابی بهم بده.

جواب هم ندادی لااقل توی دلم نور عشق و ایمان رو روشن کن تا شاید بتونم دوباره زندگی کنم.

خدایا اشتباه فکر نکنی من شکایت نمی کنم فقط ناراحتم از دست مردم و دنیا.

همین و بس...

نامه ای از طرف آشنای امروز

فراموش شده فردا...

---

اما خدا اگه بالاي كوهها باشي

                            زير درياها باشي باز هم دوست دارم

+ نوشته شده در 88/09/01 15:27 توسط Najooli |

X

سعي كردم بهترين مطالبي كه تونستم گير بيارم وبراتون بزارم.ممنون كه به اين وبلاك سر زدين لطفا نظر بدين تا كمكي كرده باشين براي بهتر شدن اين وبلاك


نمیدونم ازكجا شروع كنم قصه تلخ سادگیمو نمیدونم چراقسمت میكنم روزهای خوب زندگیمو چرا تو اول قصه همه دوستم دارن وسط قصه كه میشه سر به سرم میزارن تا میخواد قصه شروع بشه همه تنهام میزارن میتونم مثل همه 2رنگ باشم دل نبازم میتونم مثل همه یه عشق بادی بسازم تا بایه نیش زبون بتركه خراب بشه تابیان جمعش كنن حباب دل سراب بشه میتونم بازی كنم با عشقو احساس كسی میتونم درست كنم ترس دلو دلواپسی رو , میتونم دورغ بگم تا خودمو شیرین كنم میتونم پشت دلها كمین كنم ولی با این همه حرفها مثل اونا یه دروغگو میشم همیشه ورد زبونم كه یه نفر پیدا بشه به من بگه چكار كنم با چه تیری اونی كه دوسش دارم شكار كنم من باید از چی بفهمم كه كسی دوسم داره توی دنیا اصلا عشق واقعی وجو داره وجود داره وجود دار ه ه ه ه ه ه ه ه ؟؟؟؟؟؟؟

آدمک آخر دنیاست بخند آدمک مرگ همینجاست بخند دستخطی که تو را عاشق کرد شوخی کاغذی ماست بخند ادمک دیونه نشی گریه کنی کل دنیا سراب است بخند آن خدایی که بزرگش خوانی به خدا مثل تو تنهاست بخند فکر کن درد تو ارزشمند است فکر کن گریه چه زیباست بخند صبح فردا به شبت نیست که نیست تازه انگار که فرداست بخند راستی ان چه که یادت دادیم پر زدن نسیت که درجاست بخند ادمک نغمه ی اغاز نخوان بخدا اخر دنیاست

جلسه محاکمه عشق بود و عقل قاضی ، و عشق محکوم .... به دلیل تبعید به دورترین نقطه مغز یعنی فراموشی ، قلب تقاضای عفو عشق را داشت ولی همه اعضا با او مخالف بودند قلب شروع کرد به طرفداری از عشق ، آهای چشم مگر تو نبودی که هر روز آرزوی دیدن چهره زیبایش را داشتی ، ای گوش مگر تو نبودس که در آرزوی شنیدن صدایش بودی وشما پاها که همیشه رفتن به سویش بودید حالا چرا اینچنین با او مخالفید ؟
همه اعضا روی برگرداندند و به نشانه اعتراض جلسه را ترک کردند ، تنها عقل و قلب در جلسه ماندند عقل گفت: دیدی قلب همه از عشق بی زارند ، ولی متحیرم با وجودی که عشق بیشتر از همه تورا آزرده چرا هنوز از او حمایت میکنی !؟ قلب نالید و گفت: من با وجود عشق دیگر نخواهم بود و تنها تکه گوشتی هستم که هر ثانیه کار ثانیه قبل را تکرار میکند و فقط با عشق میتوانم یک قلبی واقعی باشم !!!!!!!!!!!

تو اوج بیکسی فریاد کشیدم اما

صدامو کسی نشنید...!!
.
.
.
همه چیز رنگ تـــازه ای به خود

گرفته... !!

از غــــــــربت این زندگی لــذت

می برم !!

در نبرد بین روز های سخت و

انسانهای سخت این انسانهای


سخت هستند که می مانند نه

روزهای سخت...!!



اگر تنهاترین تنها شوم باز خدا هست ، او جانشین همه ی نداشتن های من است .



ديدی غزلی سرود؟
عاشق شده بود.
انگار خودش نبود
عاشق شده بود.
افتاد.شکست . زير باران پوسيد
آدم که نکشته بود .
عاشق شده بود



دلم برای کسی تنگ است که طلوع عشق را به قلب من هدیه می دهد ، دلم برای کسی تنگ است که با زیبایی کلامش مرا در عشقش غرق می کند ، دلم برای کسی تنگ است که تنم آغوشش را می طلبد ، دلم برای کسی تنگ است که قلب من برای داشتنش عمرها صبر می کند ، دلم برای کسی تنگ است ، دلم برای تو تنگ است .




Home
Email
Profile
.:Bahar 20:.

Archives

فروردین 1389

اسفند 1388

بهمن 1388

دی 1388
آذر 1388
آبان 1388
مهر 1388




Links

تبسم
ارشک
نیمه شب
عشق پلاستیکی
عشق بی انتها
ho3in-ss
عشق گم شده من
دل باخته
جنت العباس (ع)
سایه دوست
بیا تو یه وبلاگ متفاوت -->> فان32
بیا تو دم در بده....
قالب های فوق جدید بلاگفا


LinkDump

طـــراح قـــالــب
آرشیو پیوندهای روزانه


Amar


تعداد بازديدها: